ذبيح الله صفا
827
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
* ز مدعى خبر از لذت تماشا پرس * حلاوت ستم يار از دل ما پرس شفاى خستهء عشق از دم مسيحا نيست * علاج ما هم از آن چشم بىمدارا پرس دلت ملول شد از پرسش قرارى زار * ترا كه گفت كز آن دردمند اينها پرس * گر عشق دل مرا خريدار افتد * كارى بكنم كه پرده از كار افتد سجادهء پرهيز چنان افشانم * كز هر تارش هزار زنار افتد * از جور و جفاى چرخ رنجور شديم * ناكام ز يار و دوست مهجور شديم نالان نالان وداع كرديم بهم * گريان گريان ز يكدگر دور شديم 28 - ولى دشت بياضى « 1 » ميرزا محمد ولى دشت بياضى متخلص به « ولى » از شاعران سدهء دهم
--> ( 1 ) - دربارهء او بنگريد به : * عالمآراى عباسى ، تهران 1350 ، ص 180 - 181 . * ايضاح المكنون ، اسمعيل پاشا ، ج 1 ، استانبول 1945 ، ستون 538 . * روز روشن ، تهران 1343 ، ص 911 - 914 . * آتشكدهء آذر بيگدلى ، تهران ، بتصحيح آقاى دكتر سادات ناصرى ، ص 606 - 611 . * نتايج الافكار ، بمبئى 1336 ، ص 737 - 738 . * خلاصة الاشعار ، مير تقى الدين كاشانى ، خطى . * هفت اقليم ، تهران ، ج 2 ، ص 328 - 331 . * تذكرهء غنى ، عليگره 1916 ، ص 143 . -